[[{"content_id":249031,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"#راز یک غزل #","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"نویسنده : دکتر علیرضا صالحی","content_summary_fill":1,"content_body":"&nbsp;&quot;راز یک غزل &quot;\r\nیکی از زیبا ترین غزلهای حافظ غزلی است با مطلع : \r\n&quot; زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست &quot;\r\nاین غزل به رغم مضامین بلند عارفانه ای که دارد ، بسیاری آن را از مصداق های دلدادگی زمینی و به تعبیر عوام ، نمونه ای از عشقهای مجازی حافظ قلمداد کرده اند . چیزی که هرگز حقیقت نداشته و نتیجه سطحی نگری ها و بد فهمی ها ست . از این رو در این گفتار بر آنیم تا دربارۀ پیام و محتوای این غزل عارفانه نکاتی را برخوانندگان روشن سازیم . در مصرع اول بیت اول این غزل ، چهار صفت آورده شده است که همه آنها از مصادیق صفات معشوقی و صفات جمالی هستند . زلف آشفته زیبا رویان ، عرق جبین آنان ( خوی کرده ) ، خندۀ نقش بسته بر لبان لعل صفتشان و در نهایت چشمان مست و خمار یار ، جملگی از صفات معشوقی و جمالی است . در مصرع دوم این بیت ، سه صفت آورده شده که هر سه آنها صفات عاشقی هستند . عاشقانند که از زیر پرتو عشق معشوق پیراهن چاک می کنند ، غزل عاشقانه می خوانند و در اشتیاق معشوق صراحی و پیاله شراب بر دست می گیرند . \r\nدر مصرع اول بیت دوم غزل یعنی : \r\n&nbsp;\r\n&quot; نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نیمه شب دوش به بالین من آمد بنشست &quot;\r\n&nbsp;\r\nدوصفت آمده که هر دوصفات جلالی وقهری هستند . نرگس استعاره از چشم است اما منظور از نرگس عربده جو ، همان حالت تیزی و تندی به کسی نگریستن است ( چشم غرّه ) . لب افسوس کنان هم ، حالتی است که هنگام ناخرسندی از عمل کسی نمایان می شود و شخص با تولید صداهای افسوس ، نارضایتی خود را به دیگران نشان می دهد . \r\nحال بر پایه آنچه دربارۀ مضامین دو بیت آغازین این غزل گفتیم ، می توان مفهوم کلی ابیات را چنین بیان نمود که : نیمه شب دیشب و در دل شب کسی به بالین من آمد و بنشست که هم دارای صفات جمالی و معشوقی بود ، هم دارای صفات عاشقی و هم برخوردار از صفات جلالی . تنها وجودی که برخوردار از مجموعه صفات جمالی و جلالی و صفات عاشقی و معشوقی است ، خداوند است .نظم شگفت آور معنایی که در این دو بیت دیده می شود بی نظیر است . در مصرع اول چهار صفت جمالی و معشوقی آورده می شود ، بعد سه صفت عاشقی و بعد دو صفت جلالی و قهری&nbsp; .\r\nدلیل چینش این چنین نظام معنایی این است که بر پایه اندیشه های عارفانه ، صفات جمالی بر صفات جلالی حق ، پیشی دارند : &quot; سبقت رحمته علی غضبه &quot; : (رحمت خداوند بر غضبش سبقت و پیشی دارد ) . در عین حال صفات معشوقی هم بر صفات عاشقی پیشی دارند ، زیرا که به تعبیر مولوی :\r\nجمله معشوق است و عاشق پرده ای&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;زنده معشوق است و عاشق مرده ای\r\n&nbsp;\r\nدرک این ظرافتها و سامانه های حیرت انگیز محتوایی و معنایی می تواند در تحلیل واقعی این غزل نقش بسیاری ایفا کند . پس مفهوم کامل این دو بیت چنین می شود که : دیشب در دل شب خداوند با جمیع صفات جمالی و جلالی و نیز عاشقی و معشوقی خویش بر سر بالین من مدعی عاشقی آمد و آنجا بنشست . در این که حضرت معشوق در دل شب بر سر بالین بنده حاضر شده ، نیز نکته های بسیار نهفته است .شب و مخصوصاً دل شب و هنگامه سحر در متون اسلامی &ndash; عرفانی دارای جایگاه ویژه ای است . این زمان بهترین وقت برای گفتگو و راز و نیازبا خداوند است . سحر آغاز همه سفرها و تحولات روحی انسان است . به همین خاطر است که خواجه شیراز این همه در وصف سحر، گریه سحری ، ورد سحری ، دعای سحری و عذر نیمه شبی سخن گفته است.&nbsp; هر گنج سعادت که به حافظ داده اند از یمن دعای شب و ورد سحری بوده است . راه پیوند با دلدار و رسیدن به وصال هم در دعای صبح و آه و ناله ها و راز و نیاز های دل شب است .\r\nدعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی\r\nاز این نمونه ها و ده ها نمونه دیگر حضور حضرت معشوق در نیمه های شب بر سر بالین بندگان ، مستند به بسیاری از روایات و حتی آیات قران کریم ، امری دور از ذهن نیست . از آنجاکه خداوند بر پایه آیه شریفه &quot; یحبهّم و یحبونه &quot; بندگان را دوست دارد و بدانها عشق می ورزد ، صفت عاشقی اش ایجاب می کند به سوی آنان برود . او بارها ؛ در دل شب و در خلوت شبانه به سراغ ما می آید ، رخ می نمایاند ، شاید بنده اش بیدار شود و میل آستان حق کند . او کریم است رحمان و رحیم است . این کردارها از صاحب خزانه رحمت ، بدور نیست . اولی افسوس او می آید ، اما دلهای خفته و برخواب رفته &nbsp;ما جمالش را نمی بینند ، وجود ش را درک نمی کند و نمی شناسد .\r\n&nbsp;\r\nبه سیر باغ رفتم باختم من&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; به هرگل یک نظر انداختم من\r\nخدایا کور گردد هر دو چشمم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;که دلبر آمد و نشناختم من\r\n&nbsp;\r\nدر بیت سوم این غزل می خوانیم :\r\nسر فراگوش من آورد و به آوای حزین گفت کای عاشق شوریدۀ ما خوابت هست .\r\nاین بیت گزارش رخداد های شبانه میان خالق و مخلوق و عاشق و معشوق است . خداوند شب بر بالین بنده اش حاضر می شود ، سرفراگوش او می آورد ، آرام نکته ای را با آوای حزین و تحسّر آمیز در گوش او زمزمه می کند . اینکه خداوند سر فراگوش بنده می آورد و آرام و پنهانی بنده خویش را مورد بازخواست قرار می دهد ، از صفت ستاری او نشأت می گیرد . خداوند ستار العیوب است و همواره پوشاننده رازهای بندگان خود است . در این حال ، بنده وغرق در خواب خود را مورد خطاب قرار می دهد که ای بنده ای که دم از عشق میزنی و ادعای عاشقی می کنی ، آیا عاشق می خوابد ؟ تو چه عاشقی هستی که از ذکرو یاد معشوق غافل گشته ای و در خواب غفلت فرو رفته ای . عاشق واقعی حتی لحظه ای یاد معشوق از خاطرش نمی رود و همواره خاطرش دربند محبوب است .\r\n&nbsp;\r\nعاشقی را که چنین باده شبگیر دهند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کافر عشق بود گر نشود باده پرست\r\n&nbsp;\r\nدر این بیت حافظ می گوید : آن عاشقی که حضرت معشوق خود در بالینش حضور می یابد و با او سخن می گوید ، واینچنین باده سحرگاهی محبت خویش را بر او می خوراند ، اگر ازآن پس مست جمال حق نشود و همواره بادۀ ذکر و محبت معشوق را ننوشد ، منکر و پوشانندۀ حقیقت عشق است . کافر در لغت به معنی پوشاننده از مصدر کفر است ؛ کفر یعنی پوشاندن . در قاموس فقهی هم کافر کسی است که پوشانندۀ حق است وازدرک وجود حقیقت مطلق عالم که وجود خداوند است عاجز است . پس کافر عشق یعنی کسی که منکر عشق است و بویی از عاشقی نبرده است . شبگیر هم آن گونه در شرح بیت آمد ، به معنی سحرگاه و صبحگاه است . در بیت بعد یعنی : \r\n&nbsp;\r\n&nbsp;\r\nبرو ای زاهد و بر درد کشان خرده مگیر&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; که جز این تحفه ندادند به ما روز الست\r\n&nbsp;\r\n&nbsp;\r\nحافظ با بیان موضوع کافری در عشق ، به سراغ زاهد می رود . گویی او مصداق کافری در عشق را در اندیشۀ زاهدانه می بیند . اما نه هر زاهدی . زاهدان ریائی ، مغرور ، ظاهر بین . و گرنه زهد حقیقی و زاهد راستین در نزد او مقدس و مطلوب است . پس زاهدی در باور حافظ دو جلوه دارد . اول زاهدی که به واقع زاهد است و دوم زاهدی که ریاکارانه ادای زاهدان را در می آورد و در حقیقت جلوه بدلی زهد را به نمایش می گذارد . گروه دوم زاهدان همواره برای گرمی بازار خویش ، بر عارفان و اهل دل تاخته و برآنان خرده ها گرفته اند . این بدان سبب است که آموزه های ناب عرفانی بی شک بزرگترین تهدید برای گرمی بازار ریاکاران و زهد فروشان است . \r\nمنظور از درد کشان در این بیت ،عاشقان واقعی و سرمستان از بادۀ ازلی حضرت حق است . درد همان کدورتی است که در مایعات و هر چیزرقیقی به صورت ته نشین باقی می ماند . حافظ علاوه بر درد کشان ، ترکیبات دیگری هم با واژه درد به کار برده که از جمله آنها دردی کش ، دردی آشام و دردی آمیز است . \r\n&nbsp;\r\nپیر دردی کش ما گرچه ندارد زر و زور&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;خوش عطا بخش و خطا پوش خدایی دارد\r\n&nbsp;\r\nدردکشان عاشقان سرمستی هستند که بادۀ محبت معشوق را به تمامی سر می کشند و از پرتو آن ، بیخود از خویش ، پای در آستان حق می گذارند . روز الست نیز اشاره دارد به آیه (17) سوره اعراف : &quot; و اذ أ خذ ربّک من بنی آدم من ظهور هم ، ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالوا بلی شهدنا ان تقولو یوم القیامه انا کنا من هذا غافلین &quot; ای رسول به یاد ار هنگامی را که خدای تو از پشت فرزندان آدم ، ذریه آنها را برگرفت و برخود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم ؟ همه گفتند بلی ، گواهی می دهیم ، تا روز قیامت نگویید ما از این واقعه یا حقیقت غافل بودیم .نمود های دیگری همچون عهد الست می الست و پیمان الست که در شعر حافظ و سایر عرفا آمده نیز مبتنی بر این حقیقت است . در بیت بعد حافظ در بیان مقام رضا می گوید :\r\n&nbsp;\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; آنچه او ریخت یه پیمانه ما نوشیدیم &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;از خمر بهشت است وگر بادۀ مست .\r\n&nbsp;\r\n&nbsp;پیمانه در این جا استعاره از دل است . دلی که پیمانه شراب&nbsp; عشق الهی است . دلی که آیینۀ جمال شاهنشاهی است ؛ دلی که جام و اقعی جمشیدی است و همه اسرار و حقایق عالم را می توان به روشنی در ان دید و به تعبیر زیبای سعدی:\r\n&nbsp;\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;سرنشتر عشق بر رگ روح زدند &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;یک قطره از آن چکید و نامش دل شد . \r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دلی که غیب نمای است و جام دارد&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;محقق است که او حاصل بصر دارد\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دل آیینه جمال شاهنشاهی است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;وین هر دو جهان غلاف آن آیینه اند \r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سالها دل طلب جام جم از ما می کرد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد \r\n&nbsp;\r\nمنظور از خمر بهشت هم همان بادۀ بهشتی است. و سقاهم ربهم شراباً طهورا. خمر بهشتی یکی از نعمتهای بهشتی است و در قرآن مجید بارها از آن نام برده شده ؛ به معنی دیگر خمر بهشتی جلوه حقیقی شراب است ، در مقابل جلوه های بدلی شراب که بارها درقرآن کریم مورد مذمت و تحریم قرار گرفته . \r\nانما الخمرُ و المیسرُ و الانصابُ و الازلام رجسُ من عمل شیطان فاجتنبوهُ لعلکم تفلحون ... اما بادۀ مست می تواند بادۀ مست کننده ودر عین حال ، تلخی باشد که باده نوشان می نوشند و در غفلت&nbsp; و بیخبری فرو می روند . این نوع شراب همان گونه که گفتیم از جانب خداوند تحریم شده است . \r\nپس در این بیت منظور از خمربهشت شراب گوارای بهشتی ومقصود از بادۀ مست &nbsp;شراب سکر آور و مست کننده انگوری تلخ است . شراب بهشتی مظهر خوبی و حال خوش است و شراب انگوری مظهر بدی و بدحالی است . به بیان دیگر نتیجه این دو نوع &nbsp;شراب&nbsp; مقصود نظرحافظ قرار گرفته است . \r\nپس حاصل این بیت چنین است که : ما عارفان راضی هستیم به رضای خدا وند ؛هرچه از جانب حق بر ما برسد ، برای ما خوشایند است و به استقبال آن می رویم . چه شهد باشد چه زهر ، چه درد باشد چه درمان ، چه وصل باشد و چه هجران و چه شیرین باشد و چه تلخ \r\n&nbsp;\r\nعاشقم بر لطف و برقهرش به جد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;بوالعجب من عاشق این هر دو ضد\r\nگر قصد جفا داری اینک من و اینک سر&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ور راه وفاداری جان در قدمت ریزم\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; زتو گر تفقد و گرستم بود این عنایت و آن کرم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; همه ازتو خوش بود ای صنم چه جفا کنی چه وفا کنی\r\n&nbsp;\r\nاما بیت آخر :\r\nخندۀ جام می و زلف گره گیر نگار&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ای بسا تو به که چون توبه حافظ بشکست\r\n&nbsp;\r\nخندۀ جام یا در تعابیر دیگری نظیرخندۀ می و خنده صراحی که در غزلیات حافظ یافت می شود ، همان صدای ریخته شدن شراب در جام و پیاله است که شبیه خنده ای کوتاه است . زلف : یکی از اصطلاحات مهم ومعروف عرفانی است که در مظاهر مختلفی درآثار عرفا به کار رفته است . گاهی نشان ظلمت ،گاه نمود کثرت و گاه ریسمانی برای عروج به درگاه معشوق است . در این بیت زلف بی شک یکی از جلوه های جمالی حضرت دوست است . منظور از گرهگیری همان مجعد بودن و پیچ درپیچ بودن زلف است . زلف گرهگیر را آن هنگام که می کشند صاف می شود و چون رها می کنند بازگره پیدا می کند . حافظ در این بیت می گوید : خندۀ جام می و زلف زیبا وگرهگیر حضرت یار ، چه بسیار تو به که همچون توبه حافظ را شکسته است . توبه در لغت به معنای بازگشت به حق و راستی و درستی پس از نافرمانی خداوند است . بیداری روح است از بی خبری ها و غفلتها . توبه اولین مقام از مقامات سالکان و بدایت راه آنان در نزد عرفا و متکلمان است . \r\nخداوند درقرآن کریم بارها بندگان خویش را به توبه دعوت کرده و اوست که توبه کندگان را دوست دارد .&quot; انّ الله یحب التّوابین &quot;&nbsp; اما به نظر می رسد حافظ در این بیت از نوعی توبه خاص سخن می گوید . در بالا گفتیم در توبه ، توبه کننده از نافرمانی ها و کارهای بد خود پشیمان شده ودر پی آن به سوی حقیقت و خوبی و راستی روی می آورد . اما در این بیت ، جنس توبه حافظ توبه از بدی نیست ، بلکه توبه از خوبی است . در حقیقت خندۀ جام می و زلف گره گیر نگار ، توبه او از خوبی را می شکند . در فرازهای جانفزای دعای کمیل می خوانیم که : الهم اغفرلی الذنوب التی تغّیر النعّم . مفهوم تغیّرالنعم این است که نعمتها در دید انسان نقمت جلوه می کند . شهد مانند زهر می شود و زیبایی ، زشتی . در این حالت انسان بهره ای از حلال خدا نمی برد و آنچه در او لذت آفرینی می کند حرام است . اینجاست که آدمی توبه از خوبی می کند و به عرصه بدی و زشتی باز می گردد . در این حالت آنچه می تواند این توبه را بشکند ومسیر بنده گرفتار در بند بدی ها و زشتی را به سوی بوستان زیبایی و خوبی تغییر دهد ، صدای خند ه های جام شراب محبت و عنایت الهی و ظهور جلوات جمال حق است . چنانکه مولوی فرموده : \r\n&nbsp;\r\nگر خطا کفتیم اصلاحش تو کن&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;مصلحی تو ای شو سلطان سخن\r\nکیمیا داری که تبدیلش کنی &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;گرچه جوی خون بود نیلش کنی\r\nاین چنین میناگری ها کار توست &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;این چنین اکسیر ها ز اسرار توست\r\nاو بر همه چیز قادر است و تنها تجلی عنایت حق است که می تواند بنده راه گم کردۀ گرفتاردر زشتیها . را بار دیگر به آستانه نیکی و خوبی و زیبایی بازگرداند . &nbsp;آنچه در این گفتاردربارۀ یکی از غزل های چالش انگیز حافظ &nbsp;بر زبان آوردیم و بازگو کردیم تنها برداشتی ذوقی و البته&nbsp; تا حد زیادی مبتنی براصول عقاید عرفا و اهل دل بود .که امید برآن داریم در مسیر تبین افکار و اندیشه های بزرگ عارف غزلسرای فارسی ، حافظ شیرازی موثر افتد .\r\nوالسلام\r\nنویسنده : دکتر علیرضا صالحی\r\n&nbsp;\r\n&nbsp;\r\n&nbsp;","content_html":"<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><b><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"><span> <\/span>\"راز یک غزل \"<\/span><\/b><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">یکی از زیبا ترین غزلهای حافظ غزلی است با مطلع : <\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">\" زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست<span>                                         <\/span>پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست \"<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">این غزل به رغم مضامین بلند عارفانه ای که دارد ، بسیاری آن را از مصداق های دلدادگی زمینی و به تعبیر عوام ، نمونه ای از عشقهای مجازی حافظ قلمداد کرده اند . چیزی که هرگز حقیقت نداشته و نتیجه سطحی نگری ها و بد فهمی ها ست . از این رو در این گفتار بر آنیم تا دربارۀ پیام و محتوای این غزل عارفانه نکاتی را برخوانندگان روشن سازیم . در مصرع اول بیت اول این غزل ، چهار صفت آورده شده است که همه آنها از مصادیق صفات معشوقی و صفات جمالی هستند . زلف آشفته زیبا رویان ، عرق جبین آنان ( خوی کرده ) ، خندۀ نقش بسته بر لبان لعل صفتشان و در نهایت چشمان مست و خمار یار ، جملگی از صفات معشوقی و جمالی است . در مصرع دوم این بیت ، سه صفت آورده شده که هر سه آنها صفات عاشقی هستند . عاشقانند که از زیر پرتو عشق معشوق پیراهن چاک می کنند ، غزل عاشقانه می خوانند و در اشتیاق معشوق صراحی و پیاله شراب بر دست می گیرند . <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">در مصرع اول بیت دوم غزل یعنی : <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">\" نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان<span>                                             <\/span>نیمه شب دوش به بالین من آمد بنشست \"<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">دوصفت آمده که هر دوصفات جلالی وقهری هستند . نرگس استعاره از چشم است اما منظور از نرگس عربده جو ، همان حالت تیزی و تندی به کسی نگریستن است ( چشم غرّه ) . لب افسوس کنان هم ، حالتی است که هنگام ناخرسندی از عمل کسی نمایان می شود و شخص با تولید صداهای افسوس ، نارضایتی خود را به دیگران نشان می دهد . <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">حال بر پایه آنچه دربارۀ مضامین دو بیت آغازین این غزل گفتیم ، می توان مفهوم کلی ابیات را چنین بیان نمود که : نیمه شب دیشب و در دل شب کسی به بالین من آمد و بنشست که هم دارای صفات جمالی و معشوقی بود ، هم دارای صفات عاشقی و هم برخوردار از صفات جلالی . تنها وجودی که برخوردار از مجموعه صفات جمالی و جلالی و صفات عاشقی و معشوقی است ، خداوند است .نظم شگفت آور معنایی که در این دو بیت دیده می شود بی نظیر است . در مصرع اول چهار صفت جمالی و معشوقی آورده می شود ، بعد سه صفت عاشقی و بعد دو صفت جلالی و قهری<span>  <\/span>.<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">دلیل چینش این چنین نظام معنایی این است که بر پایه اندیشه های عارفانه ، صفات جمالی بر صفات جلالی حق ، پیشی دارند : \" <\/span><span lang=\"ar-sa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"ar-sa\">سبقت <strong><span style=\"font-family:'B Nazanin';\">رحمته علی غضبه \" : (رحمت خداوند بر غضبش سبقت و پیشی دارد ) . در عین حال صفات معشوقی هم بر صفات عاشقی پیشی دارند ، زیرا که به تعبیر مولوی :<\/span><\/strong><\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><strong><span lang=\"ar-sa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"ar-sa\">جمله معشوق است و عاشق پرده ای<span>                                  <\/span><span>       <\/span><span>       <\/span>زنده معشوق است و عاشق مرده ای<\/span><\/strong><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><strong><span lang=\"ar-sa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';font-weight:normal;line-height:120%;\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><\/strong><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><strong><span lang=\"ar-sa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"ar-sa\">درک این ظرافتها و سامانه های حیرت انگیز محتوایی و معنایی می تواند در تحلیل واقعی این غزل نقش بسیاری ایفا کند . پس مفهوم کامل این دو بیت چنین می شود که : دیشب در دل شب خداوند با جمیع صفات جمالی و جلالی و نیز عاشقی و معشوقی خویش بر سر بالین من مدعی عاشقی آمد و آنجا بنشست . در این که حضرت معشوق در دل شب بر سر بالین بنده حاضر شده ، نیز نکته های بسیار نهفته است .شب و مخصوصاً دل شب و هنگامه سحر در متون اسلامی <\/span><\/strong><strong><span lang=\"ar-sa\" style=\"font-size:12pt;font-family:Arial, sans-serif;line-height:120%;\" xml:lang=\"ar-sa\">–<\/span><\/strong><strong><span lang=\"ar-sa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"ar-sa\"> عرفانی دارای جایگاه ویژه ای است . این زمان بهترین وقت برای گفتگو و راز و نیازبا خداوند است . سحر آغاز همه سفرها و تحولات روحی انسان است . به همین خاطر است که خواجه شیراز این همه در وصف سحر، گریه سحری ، ورد سحری ، دعای سحری و عذر نیمه شبی سخن گفته است.<span>  <\/span>هر گنج سعادت که به حافظ داده اند از یمن دعای شب و ورد سحری بوده است . راه پیوند با دلدار و رسیدن به وصال هم در دعای صبح و آه و ناله ها و راز و نیاز های دل شب است .<\/span><\/strong><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><strong><span lang=\"ar-sa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"ar-sa\">دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است<span>  <\/span><span>              <\/span><span> <\/span><span>        <\/span><span>   <\/span>بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی<\/span><\/strong><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">از این نمونه ها و ده ها نمونه دیگر حضور حضرت معشوق در نیمه های شب بر سر بالین بندگان ، مستند به بسیاری از روایات و حتی آیات قران کریم ، امری دور از ذهن نیست . از آنجاکه خداوند بر پایه آیه شریفه \" <\/span><span lang=\"ar-sa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"ar-sa\">یحبهّم و <strong><span style=\"font-family:'B Nazanin';\">یحبونه<\/span><\/strong> <\/span><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">\" بندگان را دوست دارد و بدانها عشق می ورزد ، صفت عاشقی اش ایجاب می کند به سوی آنان برود . او بارها ؛ در دل شب و در خلوت شبانه به سراغ ما می آید ، رخ می نمایاند ، شاید بنده اش بیدار شود و میل آستان حق کند . او کریم است رحمان و رحیم است . این کردارها از صاحب خزانه رحمت ، بدور نیست . اولی افسوس او می آید ، اما دلهای خفته و برخواب رفته <span> <\/span>ما جمالش را نمی بینند ، وجود ش را درک نمی کند و نمی شناسد .<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">به سیر باغ رفتم باختم من<span>                                                           <\/span>به هرگل یک نظر انداختم من<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">خدایا کور گردد هر دو چشمم<span>             <\/span><span>              <\/span><span>     <\/span><span>                             <\/span>که دلبر آمد و نشناختم من<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">در بیت سوم این غزل می خوانیم :<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">سر فراگوش من آورد و به آوای حزین گفت کای عاشق شوریدۀ ما خوابت هست .<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">این بیت گزارش رخداد های شبانه میان خالق و مخلوق و عاشق و معشوق است . خداوند شب بر بالین بنده اش حاضر می شود ، سرفراگوش او می آورد ، آرام نکته ای را با آوای حزین و تحسّر آمیز در گوش او زمزمه می کند . اینکه خداوند سر فراگوش بنده می آورد و آرام و پنهانی بنده خویش را مورد بازخواست قرار می دهد ، از صفت ستاری او نشأت می گیرد . خداوند ستار العیوب است و همواره پوشاننده رازهای بندگان خود است . در این حال ، بنده وغرق در خواب خود را مورد خطاب قرار می دهد که ای بنده ای که دم از عشق میزنی و ادعای عاشقی می کنی ، آیا عاشق می خوابد ؟ تو چه عاشقی هستی که از ذکرو یاد معشوق غافل گشته ای و در خواب غفلت فرو رفته ای . عاشق واقعی حتی لحظه ای یاد معشوق از خاطرش نمی رود و همواره خاطرش دربند محبوب است .<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند<span>                                                 <\/span>کافر عشق بود گر نشود باده پرست<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">در این بیت حافظ می گوید : آن عاشقی که حضرت معشوق خود در بالینش حضور می یابد و با او سخن می گوید ، واینچنین باده سحرگاهی محبت خویش را بر او می خوراند ، اگر ازآن پس مست جمال حق نشود و همواره بادۀ ذکر و محبت معشوق را ننوشد ، منکر و پوشانندۀ حقیقت عشق است . کافر در لغت به معنی پوشاننده از مصدر کفر است ؛ کفر یعنی پوشاندن . در قاموس فقهی هم کافر کسی است که پوشانندۀ حق است وازدرک وجود حقیقت مطلق عالم که وجود خداوند است عاجز است . پس کافر عشق یعنی کسی که منکر عشق است و بویی از عاشقی نبرده است . شبگیر هم آن گونه در شرح بیت آمد ، به معنی سحرگاه و صبحگاه است . در بیت بعد یعنی : <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;line-height:normal;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';\" xml:lang=\"fa\">برو ای زاهد و بر درد کشان خرده مگیر<span>                                <\/span>که جز این تحفه ندادند به ما روز الست<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;line-height:normal;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;line-height:normal;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;line-height:normal;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';\" xml:lang=\"fa\">حافظ با بیان موضوع کافری در عشق ، به سراغ زاهد می رود . گویی او مصداق کافری در عشق را در اندیشۀ زاهدانه می بیند . اما نه هر زاهدی . زاهدان ریائی ، مغرور ، ظاهر بین . و گرنه زهد حقیقی و زاهد راستین در نزد او مقدس و مطلوب است . پس زاهدی در باور حافظ دو جلوه دارد . اول زاهدی که به واقع زاهد است و دوم زاهدی که ریاکارانه ادای زاهدان را در می آورد و در حقیقت جلوه بدلی زهد را به نمایش می گذارد . گروه دوم زاهدان همواره برای گرمی بازار خویش ، بر عارفان و اهل دل تاخته و برآنان خرده ها گرفته اند . این بدان سبب است که آموزه های ناب عرفانی بی شک بزرگترین تهدید برای گرمی بازار ریاکاران و زهد فروشان است . <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">منظور از درد کشان در این بیت ،عاشقان واقعی و سرمستان از بادۀ ازلی حضرت حق است . درد همان کدورتی است که در مایعات و هر چیزرقیقی به صورت ته نشین باقی می ماند . حافظ علاوه بر درد کشان ، ترکیبات دیگری هم با واژه درد به کار برده که از جمله آنها دردی کش ، دردی آشام و دردی آمیز است . <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">پیر دردی کش ما گرچه ندارد زر و زور<span>   <\/span><span>           <\/span><span>                <\/span>خوش عطا بخش و خطا پوش خدایی دارد<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">دردکشان عاشقان سرمستی هستند که بادۀ محبت معشوق را به تمامی سر می کشند و از پرتو آن ، بیخود از خویش ، پای در آستان حق می گذارند . روز الست نیز اشاره دارد به آیه <sup>(<\/sup><\/span><sup><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">17<\/span><\/sup><sup><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">) <\/span><\/sup><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">سوره اعراف : \" و اذ أ خذ ربّک من بنی آدم من ظهور هم ، ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالوا بلی شهدنا ان تقولو یوم القیامه انا کنا من هذا غافلین \" ای رسول به یاد ار هنگامی را که خدای تو از پشت فرزندان آدم ، ذریه آنها را برگرفت و برخود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم ؟ همه گفتند بلی ، گواهی می دهیم ، تا روز قیامت نگویید ما از این واقعه یا حقیقت غافل بودیم .نمود های دیگری همچون عهد الست می الست و پیمان الست که در شعر حافظ و سایر عرفا آمده نیز مبتنی بر این حقیقت است . در بیت بعد حافظ در بیان مقام رضا می گوید :<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"><span>       <\/span><span>  <\/span>آنچه او ریخت یه پیمانه ما نوشیدیم <span>                                  <\/span><span> <\/span>از خمر بهشت است وگر بادۀ مست .<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"><span> <\/span>پیمانه در این جا استعاره از دل است . دلی که پیمانه شراب<span>  <\/span>عشق الهی است . دلی که آیینۀ جمال شاهنشاهی است ؛ دلی که جام و اقعی جمشیدی است و همه اسرار و حقایق عالم را می توان به روشنی در ان دید و به تعبیر زیبای سعدی:<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"><span>         <\/span><span> <\/span>سرنشتر عشق بر رگ روح زدند <span>                                          <\/span>یک قطره از آن چکید و نامش دل شد . <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"><span>          <\/span>دلی که غیب نمای است و جام دارد<span>  <\/span><span>                  <\/span><span>          <\/span><span>   <\/span><span>      <\/span>محقق است که او حاصل بصر دارد<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\"><span> <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\"><span>         <\/span>دل آیینه جمال شاهنشاهی است<span>                      <\/span><span>            <\/span><span>      <\/span><span>      <\/span>وین هر دو جهان غلاف آن آیینه اند <\/span><\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"><span>           <\/span>سالها دل طلب جام جم از ما می کرد<span>            <\/span><span>         <\/span><span>               <\/span>آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">منظور از خمر بهشت هم همان بادۀ بهشتی است. و سقاهم ربهم شراباً طهورا. خمر بهشتی یکی از نعمتهای بهشتی است و در قرآن مجید بارها از آن نام برده شده ؛ به معنی دیگر خمر بهشتی جلوه حقیقی شراب است ، در مقابل جلوه های بدلی شراب که بارها درقرآن کریم مورد مذمت و تحریم قرار گرفته . <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">انما الخمرُ و المیسرُ و الانصابُ و الازلام رجسُ من عمل شیطان فاجتنبوهُ لعلکم تفلحون ... اما بادۀ مست می تواند بادۀ مست کننده ودر عین حال ، تلخی باشد که باده نوشان می نوشند و در غفلت<span>  <\/span>و بیخبری فرو می روند . این نوع شراب همان گونه که گفتیم از جانب خداوند تحریم شده است . <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">پس در این بیت منظور از خمربهشت شراب گوارای بهشتی ومقصود از بادۀ مست <span> <\/span>شراب سکر آور و مست کننده انگوری تلخ است . شراب بهشتی مظهر خوبی و حال خوش است و شراب انگوری مظهر بدی و بدحالی است . به بیان دیگر نتیجه این دو نوع <span> <\/span>شراب<span>  <\/span>مقصود نظرحافظ قرار گرفته است . <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">پس حاصل این بیت چنین است که : ما عارفان راضی هستیم به رضای خدا وند ؛هرچه از جانب حق بر ما برسد ، برای ما خوشایند است و به استقبال آن می رویم . چه شهد باشد چه زهر ، چه درد باشد چه درمان ، چه وصل باشد و چه هجران و چه شیرین باشد و چه تلخ <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">عاشقم بر لطف و برقهرش به جد<span>             <\/span><span>       <\/span><span>                              <\/span>بوالعجب من عاشق این هر دو ضد<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">گر قصد جفا داری اینک من و اینک سر<span>                                       <\/span>ور راه وفاداری جان در قدمت ریزم<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"><span>     <\/span>زتو گر تفقد و گرستم بود این عنایت و آن کرم<span>                <\/span>همه ازتو خوش بود ای صنم چه جفا کنی چه وفا کنی<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 0pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:right;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">اما بیت آخر :<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">خندۀ جام می و زلف گره گیر نگار<span>    <\/span><span>                               <\/span><span>    <\/span><span> <\/span><span> <\/span>ای بسا تو به که چون توبه حافظ بشکست<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">خندۀ جام یا در تعابیر دیگری نظیرخندۀ می و خنده صراحی که در غزلیات حافظ یافت می شود ، همان صدای ریخته شدن شراب در جام و پیاله است که شبیه خنده ای کوتاه است . زلف : یکی از اصطلاحات مهم ومعروف عرفانی است که در مظاهر مختلفی درآثار عرفا به کار رفته است . گاهی نشان ظلمت ،گاه نمود کثرت و گاه ریسمانی برای عروج به درگاه معشوق است . در این بیت زلف بی شک یکی از جلوه های جمالی حضرت دوست است . منظور از گرهگیری همان مجعد بودن و پیچ درپیچ بودن زلف است . زلف گرهگیر را آن هنگام که می کشند صاف می شود و چون رها می کنند بازگره پیدا می کند . حافظ در این بیت می گوید : خندۀ جام می و زلف زیبا وگرهگیر حضرت یار ، چه بسیار تو به که همچون توبه حافظ را شکسته است . توبه در لغت به معنای بازگشت به حق و راستی و درستی پس از نافرمانی خداوند است . بیداری روح است از بی خبری ها و غفلتها . توبه اولین مقام از مقامات سالکان و بدایت راه آنان در نزد عرفا و متکلمان است . <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">خداوند درقرآن کریم بارها بندگان خویش را به توبه دعوت کرده و اوست که توبه کندگان را دوست دارد .\" انّ الله یحب التّوابین \"<span>  <\/span>اما به نظر می رسد حافظ در این بیت از نوعی توبه خاص سخن می گوید . در بالا گفتیم در توبه ، توبه کننده از نافرمانی ها و کارهای بد خود پشیمان شده ودر پی آن به سوی حقیقت و خوبی و راستی روی می آورد . اما در این بیت ، جنس توبه حافظ توبه از بدی نیست ، بلکه توبه از خوبی است . در حقیقت خندۀ جام می و زلف گره گیر نگار ، توبه او از خوبی را می شکند . در فرازهای جانفزای دعای کمیل می خوانیم که : الهم اغفرلی الذنوب التی تغّیر النعّم . مفهوم تغیّرالنعم این است که نعمتها در دید انسان نقمت جلوه می کند . شهد مانند زهر می شود و زیبایی ، زشتی . در این حالت انسان بهره ای از حلال خدا نمی برد و آنچه در او لذت آفرینی می کند حرام است . اینجاست که آدمی توبه از خوبی می کند و به عرصه بدی و زشتی باز می گردد . در این حالت آنچه می تواند این توبه را بشکند ومسیر بنده گرفتار در بند بدی ها و زشتی را به سوی بوستان زیبایی و خوبی تغییر دهد ، صدای خند ه های جام شراب محبت و عنایت الهی و ظهور جلوات جمال حق است . چنانکه مولوی فرموده : <\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">گر خطا کفتیم اصلاحش تو کن<span>    <\/span><span>                             <\/span><span>    <\/span>مصلحی تو ای شو سلطان سخن<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">کیمیا داری که تبدیلش کنی <span>                                   <\/span><span>   <\/span>گرچه جوی خون بود نیلش کنی<\/span><\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">این چنین میناگری ها کار توست <span>                               <\/span><span>  <\/span>این چنین اکسیر ها ز اسرار توست<\/span><\/p>\n<p style=\"text-align:justify;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\">او بر همه چیز قادر است و تنها تجلی عنایت حق است که می تواند بنده راه گم کردۀ گرفتاردر زشتیها . را بار دیگر به آستانه نیکی و خوبی و زیبایی بازگرداند . <span> <\/span>آنچه در این گفتاردربارۀ یکی از غزل های چالش انگیز حافظ <span> <\/span>بر زبان آوردیم و بازگو کردیم تنها برداشتی ذوقی و البته<span>  <\/span>تا حد زیادی مبتنی براصول عقاید عرفا و اهل دل بود .که امید برآن داریم در مسیر تبین افکار و اندیشه های بزرگ عارف غزلسرای فارسی ، حافظ شیرازی موثر افتد .<\/span><\/p>\n<p align=\"right\" style=\"text-align:left;margin:0in 0in 0pt;line-height:normal;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><b><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';\" xml:lang=\"fa\">والسلام<\/span><\/b><\/p>\n<p align=\"right\" style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;line-height:normal;\" class=\"MsoNormal\"><b><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';\" dir=\"rtl\" xml:lang=\"fa\">نویسنده : دکتر علیرضا صالحی<\/span><\/b><\/p>\n<p align=\"right\" style=\"text-align:right;margin:0in 0in 0pt;line-height:normal;\" class=\"MsoNormal\"> <\/p>\n<p align=\"center\" style=\"text-align:center;margin:0in 0in 10pt;\" dir=\"rtl\" class=\"MsoNormal\"><span lang=\"fa\" style=\"font-size:12pt;font-family:'B Nazanin';line-height:120%;\" xml:lang=\"fa\"> <\/span><\/p>\n<p> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2015-06-13 12:27:29","content_date_event":"2015-06-13 12:27:29","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2015-06-22 12:18:33","content_date_register":"2015-06-13 12:27:29","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":2985,"eid":2985,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/201506\/2990_2632689432_150_144.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/201506\/2990_2632689432_167_160.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/201506\/2990_2632689432_167_160.webp","600":".\/cache\/2\/attach\/201506\/2990_2632689432_167_160.webp","900":".\/cache\/2\/attach\/201506\/2990_2632689432_167_160.webp","1200":".\/cache\/2\/attach\/201506\/2990_2632689432_167_160.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2632689432,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/201506\/2990_2632689432.jpg","width":167,"height":160,"size":0}}}]}]]