[[{"content_id":147035,"content_number":0,"portal_id":2,"lang_id":"fa","content_title":"\"  بحر معنوی مثنوی \"","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"نویسند : دکتر علیرضا صالحی","content_summary_fill":1,"content_body":"&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بحر معنوی مثنوی\r\n\r\n\r\nآب&nbsp; جیحون&nbsp; را&nbsp; اگر نتوان&nbsp; کشید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;هم به قدر تشنگی باید چشید\r\nگر&nbsp; شدی&nbsp; عطشان&nbsp;&nbsp; بحر&nbsp;&nbsp; معنوی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;فرجه یی کن در جزیره مثنوی\r\nفرجه کن چندان که اندر هر نفس&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مثنوی را معنوی بینی&nbsp; و&nbsp; بس\r\nبا دگه را ز آب جو چون&nbsp; واکنند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;آب یکرنگی خود&nbsp; پیدا&nbsp;&nbsp; کند\r\n&nbsp; شاخ&nbsp; های&nbsp;&nbsp; تازه&nbsp;&nbsp; مرجان&nbsp;&nbsp; ببین&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; میوه های رسته ز آب جان ببین\r\nچون زحرف وصوت ودم یکتا شود&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;آن همه&nbsp; بگذارد و دریا شود\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp; (مثنوی، دفتر ششم، 66-71)\r\n\r\n\r\nتذکر معنوی: اگر تشنه دریای معنویت و معنا هستید، در مثنوی مولوی گردش و تفرجی کنید و به قدر توان خویش از این بحر معنا بهره مند شوید.\r\nتحلیل: بر پایه تعریف جناب مولوی مثنوی راهی برای وصول به دریای معنویت است. شرط غوطه ور شدن در این دریای معنوی آن است که در تفرج معنوی و گردش در بوستانها مثنوی که همواره از قالب الفاظ و عبارتهای مثنوی پای فراتر نهی و به درگاه معانی و اسرار آن وارد شوی.\r\nاگر از ظواهر هر کلام او که منزلگاه در آب است عبور کنی، حقیقت معانی بر تو همچون آب پاک و زلال روی می نماید. این معانی دریای بیکران است که هر تشنه معرفتی را سیراب می سازد به دروازة حقیقت رهنمون می شود.\r\n\r\n\r\nمن نمی گویم که آن عالی جناب&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; مثنوی معنوی مولوی\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;هست پیغمبر ولی دارد کتاب&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; هست قرآنی به لفظ پهلوی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاز آنجائیکه پشتوانه اصلی مثنوی مولوی آیات شریفة قرآن کریم و سخنان پیامبر اعظم و ائمه معصومین است، مثنوی شناسان آن را قرآنی در قالب زبان فارسی قلمداد کرده و همگان را نسبت به بهره گیری از معارف و مبانی این کتاب معنوی فراخوانده اند.\r\nدر کنار بزرگداشت مثنوی معنوی، برخی نیز بر پایه برخی جلوه های ظاهری کلام مولوی و یا تحلیل های نادرست و یا مواردی که به اختلافات مذهبی مسلمانان باز می گردد، مثنوی خوانی را تحریم کرده و نسبت به عواقب بد آن هشدار داده اند.\r\nدر سخنی که به عماد کاتب اصفهانی منسوب است چنین آمده که:&laquo;انی رایت انه لایکتب انسان کتابافی یومه الامن قال فی غده :لوغیرهذالکان احسن ولوزیدکذالکان یستحسن ولوقدم هذاافضل ولوترک هذالکان اجمل وهذامن اعظم العبروهودلیل علی استیلاء النقص علی جمله البشر&raquo;\r\nمن نیز در حال و هوایی این گفته شعر را به نظم درآورده و چنین گفته ام که:\r\n\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;مرا باور این&nbsp; است&nbsp; هرکو ز علم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; کتابی نگارد به&nbsp; تدبیرو حلم&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n&nbsp; چو&nbsp; فردا گشایید&nbsp; در&nbsp; آن بنگرد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دوصد کاستی&nbsp; بر&nbsp; زبان آورد\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;همی گوید او کاش این نکته را&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بیفزو دمی،&nbsp; آن&nbsp; نگفتم&nbsp;&nbsp; چرا\r\n&nbsp; &nbsp; اگر&nbsp; این مقدم&nbsp; بدی&nbsp; نیک&nbsp; بود&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نمی گفتم آن را نکو می نمود\r\n&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; دراین نکته پندی رسا خفته است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نکوترازآن کی کسی گفته است\r\n&nbsp; &nbsp; که نقص و کمی&nbsp; چیره&nbsp; برآدمی&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مشو غافل ازاین حقیقت دمی\r\n&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; من از کاتب&nbsp; اصفهانی&nbsp;&nbsp;&nbsp; عماد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; چنین&nbsp; گفته&nbsp; نغز&nbsp; دارم&nbsp;&nbsp;&nbsp; بیاد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n&nbsp;بر پایه آن گفته جناب عماد کاتب، این نتیجه حاصل می شود که هر گفته ای غیر از کلام خداوند و معصومین خالی از نقص و کاستی نبوده و این حقیقتی انکار ناپذیر است. در همه آثار بشری نقص و کاستی هست، اما همه این نقص و کاستی ها در یک مرتبه و درجه و به یک میزان نیستند. اگر کسی ادعا کند که همه آنچه در مثنوی آمده و همه تحلیل ها و برداشت های مولوی که در این کتاب بیان گردیده نکته به نکته مطابق آیات قرآن و روایات ائمه معصومین است، سخنی گزاف بر زبان آورده و بی شک در مسیر تعصب گرایی قدم برداشته.\r\nآنان هم که مثنوی را جملگی شر معرفی کرده و خیری در آن ندیده اند نیز به همان راه خطا رفته و حقیقت را ندیده اند.\r\nاگر به روشی منتقدانه و منصفانه و به دور از هر گونه تعصب و ظاهر بینی در مثنوی مروری بنمائیم متوجه خواهیم شد بخش اعظمی از این کتاب معنوی، برای رسیدن به شاهراه حقیقت و معنویت راهگشا بوده و سالکان رامی تواند راهبر باشد.\r\nاهمیت و ارزش مثنوی در این است که بخش عمده ای از مفاهیم بلند قرآنی را به شیوه تمثیلی و در قالب حکایاتی که درک محتوا و معنا را برای هرفارسی زبان آسان می گرداند بیان کرده است. از همین رو بسیاری از ابیات این کتاب گرامی ،نقل زبان فارسی زبانان شده و در عرصه ها و صحنه های مختلف زندگی آن را پشتوانه کلام و موضع و ادعای خود قرار می دهند.\r\nالبته این گفته بدان معنا نیست که مثنوی تنها از آن فارسی زبانان است و تنها آنها هستند که از این کتاب معنوی بهره می گیرند. مثنوی به لحاظ معنوی بودنش، مخاطبانش همه مردم دنیا هستند و به همین خاطر است که ترجمه های ناقصی از این کتاب یا بخشی از آن گاه توانسته دلهای جویای معرفت را به سمت و سوی خود کشانده و جزو پر فروش ترین کتابها در برخی کشورهای بیگانه شود.\r\nدر پایان این بخش این تذکر عارفانه مولوی را دربارة مثنوی آویزة گوش سازیم که:\r\n\r\n\r\nای برادر قصّه چون پیمانه ای است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp; دانه معنی بگیرد مرد عقل\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;معنی اندر وی مثال دانه ای است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;ننگرد پیمانه را گر گشت نقل\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp; (مثنوی ،دفتر دوم، 608-609)\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nکم نشین بر اسب توسن بی لگام&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;عقل و دین را پیشوا کن والسلام\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n(مثنوی ،دفترچهارم، 4640)\r\n&nbsp;\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<div style=\"text-align:center;\">       بحر معنوی مثنوی<\/div>\n\n<div style=\"text-align:center;\"><br \/>\nآب  جیحون  را  اگر نتوان  کشید                هم به قدر تشنگی باید چشید<br \/>\nگر  شدی  عطشان   بحر   معنوی            فرجه یی کن در جزیره مثنوی<br \/>\nفرجه کن چندان که اندر هر نفس               مثنوی را معنوی بینی  و  بس<br \/>\nبا دگه را ز آب جو چون  واکنند                   آب یکرنگی خود  پیدا   کند<br \/>\n  شاخ  های   تازه   مرجان   ببین               میوه های رسته ز آب جان ببین<br \/>\nچون زحرف وصوت ودم یکتا شود                 آن همه  بگذارد و دریا شود<\/div>\n\n<div style=\"text-align:center;\"> <\/div>\n\n<div style=\"text-align:left;\">  (مثنوی، دفتر ششم، 66-71)<\/div>\n\n<div style=\"text-align:right;\"><br \/>\nتذکر معنوی: اگر تشنه دریای معنویت و معنا هستید، در مثنوی مولوی گردش و تفرجی کنید و به قدر توان خویش از این بحر معنا بهره مند شوید.<br \/>\nتحلیل: بر پایه تعریف جناب مولوی مثنوی راهی برای وصول به دریای معنویت است. شرط غوطه ور شدن در این دریای معنوی آن است که در تفرج معنوی و گردش در بوستانها مثنوی که همواره از قالب الفاظ و عبارتهای مثنوی پای فراتر نهی و به درگاه معانی و اسرار آن وارد شوی.<br \/>\nاگر از ظواهر هر کلام او که منزلگاه در آب است عبور کنی، حقیقت معانی بر تو همچون آب پاک و زلال روی می نماید. این معانی دریای بیکران است که هر تشنه معرفتی را سیراب می سازد به دروازة حقیقت رهنمون می شود.<\/div>\n\n<div style=\"text-align:center;\"><br \/>\nمن نمی گویم که آن عالی جناب                         مثنوی معنوی مولوی<br \/>\n    هست پیغمبر ولی دارد کتاب                          هست قرآنی به لفظ پهلوی<\/div>\n\n<div style=\"text-align:right;\"> <\/div>\n\n<div style=\"text-align:right;\">از آنجائیکه پشتوانه اصلی مثنوی مولوی آیات شریفة قرآن کریم و سخنان پیامبر اعظم و ائمه معصومین است، مثنوی شناسان آن را قرآنی در قالب زبان فارسی قلمداد کرده و همگان را نسبت به بهره گیری از معارف و مبانی این کتاب معنوی فراخوانده اند.<br \/>\nدر کنار بزرگداشت مثنوی معنوی، برخی نیز بر پایه برخی جلوه های ظاهری کلام مولوی و یا تحلیل های نادرست و یا مواردی که به اختلافات مذهبی مسلمانان باز می گردد، مثنوی خوانی را تحریم کرده و نسبت به عواقب بد آن هشدار داده اند.<br \/>\nدر سخنی که به عماد کاتب اصفهانی منسوب است چنین آمده که:«انی رایت انه لایکتب انسان کتابافی یومه الامن قال فی غده :لوغیرهذالکان احسن ولوزیدکذالکان یستحسن ولوقدم هذاافضل ولوترک هذالکان اجمل وهذامن اعظم العبروهودلیل علی استیلاء النقص علی جمله البشر»<br \/>\nمن نیز در حال و هوایی این گفته شعر را به نظم درآورده و چنین گفته ام که:<\/div>\n\n<div style=\"text-align:center;\"><br \/>\n   مرا باور این  است  هرکو ز علم                        کتابی نگارد به  تدبیرو حلم   <br \/>\n  چو  فردا گشایید  در  آن بنگرد                           دوصد کاستی  بر  زبان آورد<br \/>\n   همی گوید او کاش این نکته را                          بیفزو دمی،  آن  نگفتم   چرا<br \/>\n    اگر  این مقدم  بدی  نیک  بود                            نمی گفتم آن را نکو می نمود<br \/>\n      دراین نکته پندی رسا خفته است                       نکوترازآن کی کسی گفته است<br \/>\n    که نقص و کمی  چیره  برآدمی                          مشو غافل ازاین حقیقت دمی<br \/>\n        من از کاتب  اصفهانی    عماد                          چنین  گفته  نغز  دارم    بیاد    <\/div>\n\n<div style=\"text-align:right;\">            <br \/>\n بر پایه آن گفته جناب عماد کاتب، این نتیجه حاصل می شود که هر گفته ای غیر از کلام خداوند و معصومین خالی از نقص و کاستی نبوده و این حقیقتی انکار ناپذیر است. در همه آثار بشری نقص و کاستی هست، اما همه این نقص و کاستی ها در یک مرتبه و درجه و به یک میزان نیستند. اگر کسی ادعا کند که همه آنچه در مثنوی آمده و همه تحلیل ها و برداشت های مولوی که در این کتاب بیان گردیده نکته به نکته مطابق آیات قرآن و روایات ائمه معصومین است، سخنی گزاف بر زبان آورده و بی شک در مسیر تعصب گرایی قدم برداشته.<br \/>\nآنان هم که مثنوی را جملگی شر معرفی کرده و خیری در آن ندیده اند نیز به همان راه خطا رفته و حقیقت را ندیده اند.<br \/>\nاگر به روشی منتقدانه و منصفانه و به دور از هر گونه تعصب و ظاهر بینی در مثنوی مروری بنمائیم متوجه خواهیم شد بخش اعظمی از این کتاب معنوی، برای رسیدن به شاهراه حقیقت و معنویت راهگشا بوده و سالکان رامی تواند راهبر باشد.<br \/>\nاهمیت و ارزش مثنوی در این است که بخش عمده ای از مفاهیم بلند قرآنی را به شیوه تمثیلی و در قالب حکایاتی که درک محتوا و معنا را برای هرفارسی زبان آسان می گرداند بیان کرده است. از همین رو بسیاری از ابیات این کتاب گرامی ،نقل زبان فارسی زبانان شده و در عرصه ها و صحنه های مختلف زندگی آن را پشتوانه کلام و موضع و ادعای خود قرار می دهند.<br \/>\nالبته این گفته بدان معنا نیست که مثنوی تنها از آن فارسی زبانان است و تنها آنها هستند که از این کتاب معنوی بهره می گیرند. مثنوی به لحاظ معنوی بودنش، مخاطبانش همه مردم دنیا هستند و به همین خاطر است که ترجمه های ناقصی از این کتاب یا بخشی از آن گاه توانسته دلهای جویای معرفت را به سمت و سوی خود کشانده و جزو پر فروش ترین کتابها در برخی کشورهای بیگانه شود.<br \/>\nدر پایان این بخش این تذکر عارفانه مولوی را دربارة مثنوی آویزة گوش سازیم که:<\/div>\n\n<div style=\"text-align:center;\"><br \/>\nای برادر قصّه چون پیمانه ای است                         دانه معنی بگیرد مرد عقل<br \/>\n   معنی اندر وی مثال دانه ای است                          ننگرد پیمانه را گر گشت نقل<\/div>\n\n<div style=\"text-align:center;\"> <\/div>\n\n<div style=\"text-align:left;\">  (مثنوی ،دفتر دوم، 608-609)<br \/>\n <\/div>\n\n<div style=\"text-align:left;\"> <\/div>\n\n<div style=\"text-align:center;\">کم نشین بر اسب توسن بی لگام                    عقل و دین را پیشوا کن والسلام<\/div>\n\n<div style=\"text-align:center;\"> <\/div>\n\n<div style=\"text-align:left;\">(مثنوی ،دفترچهارم، 4640)<br \/>\n <br \/>\n <\/div>\n\n<p> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2015-05-27 10:03:15","content_date_event":"2015-05-27 10:03:15","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2015-11-07 15:10:09","content_date_register":"2015-05-27 10:03:15","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":1,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":2985,"eid":8897,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/2\/attach\/201505\/333_3815427178_150_150.webp","300":".\/cache\/2\/attach\/201505\/333_3815427178_299_300.webp","400":".\/cache\/2\/attach\/201505\/333_3815427178_399_400.webp","600":".\/cache\/2\/attach\/201505\/333_3815427178_487_488.webp","900":".\/cache\/2\/attach\/201505\/333_3815427178_487_488.webp","1200":".\/cache\/2\/attach\/201505\/333_3815427178_487_488.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3815427178,"files":{"original":{"url":".\/file\/2\/attach\/201505\/333_3815427178.jpg","width":487,"height":488,"size":0}}}]}]]